خرید بک لینک
همیشه باید یه کارهایی بلد باشید که وقتی در دریای پر تلاطم پوچی گرفتار شدید اون کارها بهتون ارامش بدن حداقل چند دقیقه شمار و از دنیای افکار و موهوماتتون بیرون بکشند.... یه طعم خیلی تلخ در ته ته وجودم بیداد میکنه که نمیدونم چرا تموم نمیشه راه حلشو بلد نیستم مکانیسمش هم نمیدونم اصلا نمیدونم که چرا دلم میخواد بخوابم و به هیچ چیز فکر نکنم نمیدانم چرا دلم نمیخواهد ذره ای فکر کنم یا از مغزم که در گرداب زشت سیاه افتاده استفاده کنم دلم میخواهد دوز تنهایی را بیشتر کنم مثل مریضی که ترجیح میدهد دوز دارویش را انقدر بالا ببرد که بجای درمان مرگ را تجربه کند...و حال این روزهای من این است کلافه و سردرگم دستو پا زنان و غوطه ور در تنهایی موهوم و همیشگیووواین روزها از دنیای مجازی فاصله گرفته ام واتس اپ تلگرام و اینستا را کنار گذاشته ام باه اجبار بود ولی حالا که فکرش را میکنم میبینم به راحتی مدتی است به سمت هیچکدام نرفته ام...میدانی مشکل از کجاست؟از انجایی که به طور مجازی ما را به این باور رسانده اند که نها نیستیم مثلا وقتیکه شما از غذایی که همکلاسی 10سال پیشتان در فلان کافی شاپ مطلعید احساس تنهایی نمکنید

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 3:54

بیدار شدن رسم هرروز بود دیگر...مثل تمام روزهای عادی تمام ادمها...باز کردن این چشم ها هم عادت بود دیگر مگر نبود؟مگر همه ی ادم ها همینگونه صبح را اغاز نمیکردن؟ بیدار شده بود نگاهش را بر روی دیوار های کاغذ دیواری شده با گلهای ریز صورتی اتاق میچرخاند نگاهش از پنجره به بیرون افتاد...همین است دیگر؟وقتی کسی نخواهد نگاه کند میگویند نگاهش افتاد...نگاهش به پنجره افتاد...مثل خانه های قدیمی فیلم ها...حوض و درخت و سبز و تاب...حتما چند دقیقه دیگر هم از گوشه ای از حیاط سرو کله زنان پیدا میشد انوقت میشد فهمید انجا مطبخ خانه است...او هم حتما دختر خانه است خانه ای با کلی پنج دری های رنگ رنگی عین خانه های قدیمی...بلند میشود نگاهش را از حیاط میگیرد به سمت دستشویی راه می افتد اینجا دیگر خبری از ان خانه ی قدیمی و لوکیشن قشنگ نیست اینجا دیگر میشود مثل فیلم های خارجی اتاق مستر سرویس در اتاق است با اینه ای که از همیشه تمیز تر است.سرویسی با کاشی های صورتی که با جاصابونی و حوله ست است...پوزخند کجی میزند از این رنگ و به بیرون میخزد خزیدن که نه یکجور فرار از آینه ی دستشویی است ...او جز خوش شانس هاست که آیینه دارد

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 3:54

صفحه بندی